گوه توانتظار:/
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
اینهمه گریه زاری کردم و وحشی بازی در اوردم و قهر و دعواxa0اخرم پریود نشدم :((((من فسیل میشم ولی پریودم منظم نمیشه :(((میخام بمیرم بلکه بهترشه
طلا
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
وقتی تو اینستا عکس النگو می بینم مخصوصا النگوهای مورد علاقم :)دوسدارم انقد خودمو بزنمو شرحه شرحه کنم تا بمیرم:///حتی چند بار گریم گرفت ازین حجم علاقه ..ولی حیف دستو بالم بستس:(...گاهی وقتی اون حجم های زیاد طلای ملتو میبینم میگم کاش اونموقع ک سرکارمیرفتم پولمو طلا خریده بودم.کلا من تو همه قسمتهای زند...
دوستت دارم فاطمه جون
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
امروز ۲۵ اسفند یک فرشته از جنس آدم جلوی راهم قرار گرفت و برعکس همه ک ناامیدم میکردن اون منو خیلی دوسداره و بهم انرژی داد. تا هرروز براش وعده های غذایی رژیممو بفرستمو بهم انگیزه بده ..بهترین رفیقم فاطم
دلخوشم به حضور خدا تو لحظات بدم:(
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
تو این سال جدید انتظار همچین رفتاری رو ازش نداشتم امروز یه دل سیر اشک ریختمو تو دلم خودش و خانوادشو جد و ابادشو نفرین کردم از ته دلم ارزو کردم کاری ک بامن کردو باخاهرش بکنن ک خونوادشو خودش روزی هزار
دیگه بمن نگید برم مشاوره
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
جدیدا از همه چی عصبی میشم و هی پلکام میپره دارم روانی میشم :///چیزایی ک میخام بنویسم هیچکدوم از شماها حتی طاقت شنیدنشو ندارین و یه عده هم میریزن تو کامنتا و میگن توروخدا برو مشاوره من مشاوره رفتم و هز
حتی فکر ب مرگ هم ارومم نمیکنه
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:30
کاش هروقت از زندگی درحد مرگ خسته میشدیم خدامارو میبرد پیش خودشxa0الان فکر ب مرگ هم ارومم نمیکنه چون میدونم اوندنیا هم ارامش ندارم و همش چوب تو ک -و -ن -مه ......اتیش مذاب تو حلقم :/مرگ بر هستی و دنیا و من وبقیه :(
من اومدم
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 23:42
سلام الی قشنگمxa0اینروزا تنها مخاطب وبم که فراموشم نکرده تو بودی ممنون عزیزدلم که انقدر مهربون و خوبی ❤ماچ گنده به لپاتxa0اینروزا اوضاع نسبتا خوبهxa0ولی من حالاحالا ها دلودماغ نوشتن ندارم ..سر فرصت به وبت میام ممنون که فراموشم نکردی عزیزمxa0
افسردگی
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 23:42
تست افسردگی بک دادمxa0نمرم ۴۶شدxa0افسردگی شدید دارم:/خاکتوسرم بااین زندگیم :/چن وقتیه حالو حوصله هیچی ندارممیخام برم مشاوره اما حوصله حرف زدن ندارم اونم بایه ادم جدید اصلا انگیزشم ندارمنزدیک پریود همک میشه عین سگ پاچه شوهرو میگیرمو دعوامون میشه.البته اگه حرفی نزنه ک منو ازار بده من کاریش ندارم :/xa0
حال و احوال اینروزای من :/
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:13
انقدر اتفاقای تلخ و مسخره افتاد که زبونم از گفتنش قاصره و حالمو گرفته طوری که فکنم یماه دوماهه تو وبم نتونستم چیزی بنویسم و حال حرف زدنم ندارم و اگه چنتا از دوستای خوبم سراغمو نمیگرفتن شاید اصلا دیگه
خدادلم برای اغوشت تنگه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:13
بچها خیلی شرمندم ک جواب کامنتاتونو ندادم خیلی اینروزا حالم بده :(خیلی دلم شکستهxa0خیلی شدید احساس بی پناهی وبدبختی میکنم ..همه چی سخت شده برام ..از گریه کردن بدم اومدهxa0ازینکه تواین ازدواج نه راه پس دارم
اینم از خونواده ما
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
یه امروزو زودتر بیدار شدم صدای بابام زدم که تااون خورشید طلوع نکرده پیاده روی ماهم تموم بشه افتاب نخوره تو صورتم...هنوز که هنوزه داره توخونه میچرخه میخواستم ۶ بیرون باشم اه خاک توسرم بااین خونواده گشا
:(
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
بچها توروخدا فقط برام دعا کنیدxa0xa0خداکنه اون چیزی ک تو ذهنمه اشتباه باشهxa0xa0سه ساعته دارمگریه میکنم ..بالشم خیس شده ..درحال دق کردنمxa0xa0خدا به امید خودتxa0التماس دعا دارم ازتون :(
:)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
بچها اون قضیه پست قبلی خداروشکر بخیر گذشت ❤ببخشید اگه نگرانتون کردم ..
حقیقت تلخ زندگی من
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
اززور غم و غصه این زندگی لال شدمxa0xa0نوشتنش بزرگترین کسر شانه برامxa0باید این قضیرو هرجور شده تمومش کنم .مگه من چند سال سنمه ؟؟؟چرااینهمه سختی مال منه همش ۲۲ سالمه اوج جوونی ...بهترین روزای عمرم باید باشه
ماجراهای پیچ در پیچ در خصوص پست خیانت
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
چهارسال پیش وقتی شوهرم مجرد بوده یکی از دوستاش بهش زنگ میزنه و میگه تو که ماشین داری بیا باهم بریم باغ شوهرمم قبول میکنه وقتی میره دنبال دوستش میبینه دوتا دختر هم باهاشه دوستش بایکی ازین دخترای خوابگا
واقعیت تلخ
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
واقعیت اینه من پر از عقده امxa0عقده مورد توجه بودنxa0عقده محبت دیدنxa0عقده پول داشتنxa0عقده طلا داشتنxa0و همه اینها رو زندگیم تاثیر بدگذاشته و امشب یه دعوای وحشتناکی شد بین من و شوهرمخیلی سخته همه چی برام :(کل این زندگی برام سخت شدهxa0نمیدونم باید چ کار کنمxa0کجای زندگیمو روح و فکرمو بگیرم و خودمو ج...
خریدارنداره :/
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
بقول امیر تتلوتوسرم پره فکرای خفن ولی خریداری واسه این فکرانیس:////هی همه چی داره تخمی تخمی میره جلو هرچی من هیچی نمیگمxa0...خب خدا صبرکن یکمم به کام ما بچرخه دنیاتxa0+بچها حس و حال دلچسبی ندارم ولی حالم خوبشه میام کامنت میذارم وبتون ..خاموش همتونو خوندم ..دوستون دارم
اندرحوالات این روزها
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 11:08
مامان بابامو خواهرم رفتن مسافرت الان یه هفته میشه...منم اواره شدم شبش شوهرم میره هیئت و من تنهام روز اول ک تنها بودم منو برد خونه مامانش اینا ..اوناهم فرداش رفتن ده و تاحالا هنوز نیومدن و دقیقا وقتی م
خواب
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:09
حالو حصله هیچی ندارم خیلی بیحالم اصلا بدنم حس نداره نمیدونم چراامروز صبح ۸ بیدارشدم صبحونش دادم خابیم تا ۱بعد رفتیم بیرون باخاهرام برگشتم ناهارخوردم خوابیدم تا۸شب بعدرفتم حموم تاده ک اب قط شد الان بازخوابم میاد اینهمه خوابیدن مشکوک نیس؟؟؟؟
حوصلم سرمیره هی
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:09
نمیدونم چاوقتی حوصلم سرمیره نمیتونم رمان بخونم عصبی میشم میرم اینستا و تلگرام سرگرم میشم ۵ دقیقه نمیشه ک باز حوصلم سرمیره .دلم خیلی هوس اونموقعها کده ک داداشم یزد بود و خونوادگی مینشستیم وهم ثلیون میکشیدیم یادش بخیرxa0