خرید بک لینک

چقدر حالم بده

چقدر خستم ازین زندگی متاهلی

ازین خونه

ازهمسر

ازبچم اما هیچوقت خسته نمیشم عاشقشم

شوهرم بیش ازحد ازم توقع داره خونرو تمیز کنم.برای عید من خواستم فقط کف اشپزخونه بشوره‌ ک دست هم نزد

خیلی اوضاعش بده نمیتونم خودم بایچه

بچه رو نگه نمیداره من کاربکنم

تامیرم اشپزخونه ظرف بشورم میگه مامانت الان میاد

گوش پاکن استفاده می کنه میندازه کف خونه

تخمه میخوره کف زمین رو جمع نمیکنه

ظرف غذاشو ول میکنه میره نمیاره اشپزخونه

لباساشو درمیاره پرت میکنه گوشه هال به جالباسی نمیرنه

کفشش درمیاره توجامفشی نمیذاره

وقتی اعتراض میکنم میگه زن گرفتم برای چی وظیفه توعه که جمع کنی اگه نون نیاوردم خونه یا سقف بالا سرت نبود یاسرکارنرفتم حق اعتراض داری

خسته شدم فقط بخاطر بچم میخوام تحمل کنم که بی پدرو مادر بزرگ نشه بخاطر بابا و مادرم ک اخر پیری غصه منو نخورن یه مطلقه بیفته رو دستشون.

خستم.

خیلی خستم.

ممنون از رستا بانو ک هنوزم بهم سر میزنی ببخش ک نمیتونم کامنت بذارم اخه باگوشی میام خیلی سخته.

برچسب: نویسنده: ایلیا نیک‌فر تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 14:49

صفحه بندی